باز نشر نوشته های این وبلاگ تنها با ذکر منبع آزاد می باشد.

۱۳۹۲ آبان ۱۳, دوشنبه

اعتماد به نفس،انگشت مبارک و خاطره اولین شب طلبه‌گی در حوزه علمیه!




سکانس اول: اولین شبِ اقامتِ طلبه در حوزه علمیه بود و مطابق سنت طلبه‌گی و برای ابراز ارادت می بایست آن شب را در حجره آیت الله العظمی بگذراند. ... پس از سانسور قسمت های مورد دار! القصه، به اینجا رسیدیم که در هنگام فراگیری اولین درس یعنی همان عملِ حماسیِ «ل.. »؛ 
طلبه ی جوان رو به آیت الله نمود و با خضوع و فروتنی گفت: ببخشید حاج آقا که پشت‌ام به شماست!
 آیت الله دستی به پس گردن طلبه کشید و نفس زنان گفت: که در وجنات، روحیه و رفتار تو آثار بزرگی و کمال می بینم . روزی را می بینم که تو در کمال قدرت و عزت در سفارت کفار انگشت نگاری شده و از حقوق مسلمین با سرافرازی دفاع نمایی!

سکانس دوم: سال ها ازآن دوران گذشته است، ایام محرم، حجت الاسلام  برای ارشاد کفارقصد سفر به آلمان دارد.
 سفارت آلمان، ویزا، انگشت نگاری، فلاش بک....خاطرات نوجوانی..... پیش بینی آیت الله العظمی، اقتدار، لبخند رضایت!!!

در خبرها آمده بود که حجتالاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، برای گرفتن ویزا و سفر به کشور آلمان مجبور شده که برای انگشت نگاری به سفارت آلمان برود. ایشان این عمل خود را با توجه به روایت بالا در کمال قدرت، عزت و اقتدار انجام دادند. ایشان با اتومبیل مخصوص از درب اختصاصی وارد سفارت شدند و در اتاقی مخصوص با رشادت انقلابی انگشت مبارک خود را در سفارت آلمان نگاشتند.
« بنده به دوستان تشریفات مجلس و وزارت خارجه تاکید کردم فقط در صورتی این کار را می کنم که روند اجرای آن به شکل خاص باشد آن هم به دلیل جایگاه حقوقی ای که امثال بنده داریم و این جایگاه متعلق به مردم است. برای همین هماهنگ شد تا با وسیله نقلیه از درب مخصوص سفیر وارد شوم. وقتی هم وارد شدم با احترام به استقبال آمدند. و بدون معطلی ما را به در اتاق مجاور اتاق سفیر بردند و دستگاهی که برای این کار بودند را آوردند و توضیح دادند.

بعد از این کار هم سفیر آلمان به استقبالم آمد مرا به اتاقش دعوت کرد. حدود نیم ساعتی در اتاق سفیر با حضور مترجم تشریفات مجلس درباره مهمترین مسائل کشور و منطقه با وی صحبت کردم که الحمدلله دفاع عزتمندانه ای از حقوق مردم کشورمان بود.»

۲ نظر:

  1. افرین حاجی حالا برو المان حالشو ببر جاکش

    پاسخحذف