باز نشر نوشته های این وبلاگ تنها با ذکر منبع آزاد می باشد.
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ خرداد ۲۵, شنبه

زشته، جار نزنید؛ استفاده از تاکتیک اصغر قاتل(بچه باز) در انتخابات!

در مثل مناقشه نیست! به کسی برنخوره!

اصغر قاتل را همه می شناسند. او به دلیل تجاوز و قتل ده‌ها کودک و نوجوان به این لقب معروف شده بود. 
او در اغفال قربانیان خود مهارت زیادی داشت.

نقل است که روزی اصغر قاتل نوجوانی را به قصدِ تجاوز به خانه‌ی خود کشانده بود ولی هر چه زبان بازی می کرد نوجوان مقاومت می کرد. بالاخره اصغر با زور از او خواست  دلیل این مقاومت را بگوید و یا کشته خواهد شد. جوانک با ترس و لرز گفت: از ریختن آبرویم می ترسم اگر کسی مرا همراه تو ببیند به دلیل معروف بودن تو به بچه بازی ، خواهند فهمید که تو ترتیب مرا داده‌ای ودیگر آبرویی برایم نمی ماند.
اصغر دستی به سبیل های پرپشت و از بناگوش در رفته ی خود کشید و لبخندی زد و گفت: باشه، تو بزار من کارمو بکنم بعد بشین رو شونه‌های من و باهم میریم تو کوی و برزن و تو جار بزن که تو ترتیب منو دادی!
نوجوانک ساده دل نیز بعد از انجام کار تا مدت ها به هر جا که می‌رفت با شجاعت و افتخار می گفت که ترتیب اصغر بچه باز را داده است ولی هیچ گاه نخواست که نگاه های عاقل اندر سفیه و زمزمه های "عاقلان دانند!" دیگران را ببیند و بشنود.

حالا هرکه رای به ولایت فقیه داده، نوش جانش ولی زشته جار نزنید و جشن نگیرید. عاقلان دانند که چه کسی انتخاب کرد!

۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه

با حکم حکومتی صلاحیت رفسنجانی و مشایی تایید شد.


وزارت کشور اعلام کرد با حکم حکومتی ولی امر مسلمین صلاحیت آقایان رفسنجانی و مشایی برای شرکت در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری تایید شد.

متن حکم صادره بدین قرار است:

بسمه رب الرحیم!
حضور محترم علمای شورای نگهبان دام تاییداته،
از آنجایی که حضور میلیونی امت همیشه در صحنه و مسلمان ایران موجب کوری چشم دشمن و تحقق حماسه  سیاسی می گردد از حق ولایی خود استفاده نموده و از شما علمای گرانقدر خواهانم که صلاحیت برادران  آیت‌الله رفسنجانی و آقای رحیم مشایی را تایید فرموده تا بر شکوه و عظمت انتخابات پیش رو افزوده گردد.
ضمناَ ترتیباتی اتخاذ گردد که دیگر نامزدهای انتخابات در صورت مصلحت بتوانند به نفع نامبردگان از رقابت انصراف دهند و تبلیغات انتخاباتی از امشب تا فردا برای مشارالیهم مجاز اعلام گردد.

والسلام
20 خرداد ماه 1392
سید علی خامنه ای

۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه

سخنی با مهدی خزعلی!


 آقای (دکتر) جان عمام راهل بی خیال مبارزه سیاسی شو!
اگر هم نمی تونی یک دفعه ترک کنی و سخته، بیا و کلمه «سیاسی» رو از پسوند کارهات بردار!
آقا می خواهی خودکشی کنی – هرچند در اسلام حرامه- بکن ولی اسم شهادت و این جور چیزا رو بهش نچسبون!
تا همین چند روز پیش فکر می کردم یک مزدور و از عوامل رژیم هستی ولی کم کم دارم به این نتیجه می رسم که خودت هم نمی دونی داری چکار می کنی.
می خوری یا نمی خوری به خودت مربوطه ولی با این هوچی بازی ها، باور کن به یک چوپان دروغ گوی سیاسی تبدیل شدی! البته اگر این راه رو برای معروف و چهره شدن انتخاب کردی بازهم به خودت مربوطه، اما این رو باید بدونی که با این کارهات چه صدمه ی جبران ناپذیری به دیگر مبارزان سیاسی داری می زنی. باید بدونی که هر دفعه که بعد از ماها تبلیغات و هوچی گری در مورد اعتصاب غذا و نزدیک شدنِ مجازی به مرگ بدون اعلام دلیلی قوی اعتصاب ات رو پایان میدی و سالم و شاداب بر می گردی به صحنه، چه جفایی داری به اون زندانی بدبختی که برای گرفتن کم ترین حق انسانی خودش تهدید به اعتصاب غذا می کنه و با توجهی مواجه میشه، می کنی!
می دونی هر وقت از شکنجه و آزار هایی مانند شکستن گردن و دست و پایت میگی و بعد از دو سه هفته داستان املت خوردن ات رو در کوه منتشر می کنی، جه اندازه باعث کم رنگ شدن اثر افشاگری در مورد شکنجه های عوامل رژیم میشی؟!
نه می خوام بگم دروغ میگی و نه می خوام بگم فیلم بازی می کنی ولی میخوام بگم تو یک مبارز سیاسی نیستی اهداف مبارزه ات هم اصولی و آزادی خواهانه نیست.
کسی نفهمید برای چه اعتصاب غذا کردی و بعد در بوق و کرنا دمیدی که به دلیل کاندید شدن رفسنجانی اعتصاب ات رو شکستی و بعد به دلیل رد صلاحیت او دوباره اعتصاب کردی.
 آخه بسیجی جان، تکلیف خودت و بقیه رو روشن کن.
اگر قصد و نیت بدی نداری به این چند سطر فکر کن. باور کن کارهای این چنینی بیشتر به آزادی خواهان ضربه می زند تا به دشمنان مردم. اگر می خواهی در جبهه مردم باشی در رفتارت و آثار کارهایت قدری تامل کن . باشد که به راه راست هدایت شوی!

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۷, جمعه

کله‌ی تاس ما و پس-گردنیِ انتخابات!



در روزگاری نه چندان دور و نه چندان دیر دو دوست و یار قدیمی در سینما مشغول دیدن فیلمی کسل کننده و یکنواخت بودند.یکی از آن دو با اشاره به کله ی تاس مردی که در ردیف جلوی آنها نشسته بود،گفت:" اگر ده هزارتومن بدهی محکم پسِ کله‌ی این مرد می زنم". دوستش شرط را قبول کرد و مرد اول پس-گردنیِ محکمی به مرد تاس زد و به او گفت: " غضنفر جان کجایی؟ بی معرفت دلم برات تنگ شده بود"! مرد تاس با ناراحتی و در حالی که پس کله‌اش را گرفته بودگفت: آقا اشتباه گرفته‌ای من غضنفر نیستم!
مرد پس-گردنی زننده پوزش خواست وباردیگر در سکوت مشغول تماشای فیلم شدند. پس از چند دقیقه دوباره حوصله‌ی آن دو سر رفت. باز با هم شرط بندی کردند و قرار شد این‌بار در قبالِ گرفتن صد هزار تومان پس-گردنیِ دیگری به آن مرد بزند. دوباره صدای برخورد دست و گردن در فضا پیچید ومرد تاس با عصبانیت برخاست و اعتراض کرد. مرد ضارب  با لبخند و خونسرد گفت: غضنفر جان مطمئن‌ام خودتی، سرکارم نذار...
مرد تاس با خود فکر کرد این داستان ممکن است ادامه یابد پس جای خود را عوض کرده و به ردیف جلوی سینما رفت و تا جای ممکن از آن دو-به گمان خود- دیوانه فاصله گرفت.
آن دو سرشار از خوشحالی و شعف، به تماشای فیلم مشغول شدند ولی باز بعد از چند دقیقه، ضارب روبه دوستش کرده و گفت: "یک ملیون می‌گیرم و دوباره یک پس-گردنی به او میزنم"؛دوستش با ناباوری گفت: باشه شرط رو قبول دارم ولی عمرن اگه بتونی! 
مرد آهسته به مرد تاس نزدیک شد و محکم تر از پیش پسِ گردنِ مرد تاس را نواخت.
مرد تاس  با فریاد از جای برخاست و گریبان ضارب را گرفت. مرد ضارب با هیجان و حق به جانب به او گفت: غضنفر جان! بی معرفت تو اینجا نشسته بودی و من بیخودی یک نفر دیگر رو که پس کله اش شبیه تو بود می‌زدم؟ کجایی؟ چطوری رفیق؟ خوبی؟!

مرد بی‌چاره مانده بود چه کند! یا باید قبول می کرد که غضنفر است و یا سینما را ترک می کرد!

 سید علی و اکبر هم مانند آن دو دوست و یار قدیمی، هر چهار سال یک بار حوصله‌شان سر رفته و محض تفنن، با هم برای کشاندن ما پای صندوق رای شرط بندی کرده و پس کله‌ی ما می زنندکه: غضنفر جان بیا رای بده اینبار فرق دارد"!
....و باز تکرار ماجرا!

ما ملت هم با پسِ گردنِ متورم و قرمز شده، یا باید قبول کنیم که غضنفر هستیم و رای دهیم یا سینما را ترک گفته و در افق سیاسی ناپدید شویم.

۱۳۹۲ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

خاتمی در برزخ آمدن و نیامدن! اعلام موجودیت ستاد «آفتاب صبح اميد»



«ستاد آفتاب صبح اميد» با هدف حمایت از حضور محمد خاتمی،‌ رئيس جمهوری پیشین ايران، در انتخابات رياست جمهوری سال جاری با انتشار اطلاعيه‌ای روز دوشنبه آغاز به کار کرد.

"در همین باره  زهرا اشراقی، نوه آيت‌الله خمينی و همسر محمدرضا خاتمی، در مصاحبه با سايت بازتاب، گفت: «از آنجا که هويت ما اصلاح‌طلبی است و يکی از راه‌های نجات کشور را اصلاحات می‌دانيم، با  در نظرگرفتن تمام مولفه‌ها و اينکه آقای خاتمی از جمله شخصيت‌های موثر کشور است و توان حل مشکلات اقتصادی و بين‌المللی را دارد، تصميم گرفتيم با اعلام حمايت از او به صورت جدی در انتخابات فعال شويم.»
در بيانيه ستاد آفتاب صبح اميد با عنوان «فرصتی برای ساختن ايران»‌ آمده است که راه تغيير از آن سوی خط مرزها، با انفعال و نااميدی و در انتظار بی‌عمل نمی‌گذرد."

با دیدن  جملات  بالا وبدون نیاز به اتلاف وقت بیشتر، چند پرسش  به ذهن می رسد که اگر خوش خیال باشیم خانم اشراقی نوه خمینی و دیگر هم‌راهان ایشان که در این ستاد نقش دارند پاسخ‌‌ خواهند داد.

« یکی از راه های نجات کشور را اصلاحات می دانیم»
-خانم محترم اصلاحات برای شما نجات است نه برای ایران و مردم ایران. راه نجات ایران سرنگونی حکومت اسلامی ننگینی ست که جد شما بنیان گذارد.

« آقای خاتمی از جمله شخصيت‌های موثر کشور است و توان حل مشکلات اقتصادی و بين‌المللی را دارد»
-هشت سال حکومت خاتمی را همه به یاد دارند. و می دانند که رانت خواری و آقازاده پروری در آن دوران کمتر از این زمان نبود. وضعیت اقتصادی مردم عادی از آغاز نظام اسلامی رو به افول و خرابی بوده و هر روز که می گذرد شرایط سخت و سختر می گردد و این سرچشمه در طبعیت ضد مردمی و دیکتاتوری نظام دارد و ربطی به اینکه کدام عروسک نقش رییس دولت را بازی کند ندارد. خانواده هزار فامیل که شما و خانواده تان عضوی از آنید از طریق همین فقر روزاقزون مردم تغذیه می کنید.

 «فرصتی برای ساختن ايران»‌
-پدر بزرگ تان خمینی جلاد سی و چند سال پیش و خیلی حرفه ای تر از شما با این قبیل شعارها مردم را فریب داد و کشور را ویران کرد حالا شما قصد آبادی آن را دارید ؟! خانم اشراقی ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

« راه تغيير از آن سوی خط مرزها، با انفعال و نااميدی و در انتظار بی‌عمل نمی‌گذرد."
-چگونه برای به قدرت رسیدن نظام مقدس تان راه تغییر و انقلاب از نوفل لوشاتو می گذشت. چگونه آن زمان جد شما از بیرون مرزها دست گدایی به بیگانه گان دراز کرده بود و این کار شدنی بود ولی اکنون تبعیدیان نظام شما خارج از گود به حساب می آیند؟ انفعال و نا امیدی و بی عملی نیز حاصل جنایت و کشتار حکومت الهی شماست ولی به موقع همین مردم بی عمل –به باور شما- شما و هزار فامیل تان را چنان از خواب غفلت بیدار کنند که آرزو کنید هیچ‌گاه جدتان به ایران باز نمی گشت.

خانم اشراقی شماها بهتر از هر کس دیگری به خوبی می دانید که خاتمی منتظر اشاره ابروی رهبرشان هستند تا برای اثبات عبودیت خود، با سر برای ثبت نامزدی و ورود به انتخابات هروله کنند. خوب می دانید که ایشان پیرعروسی هستند که برای « بله» گفتن نیازی به اداها و تعارف های حواریونی چون شما ندارند. این بار عروس ما برای چیدن گل نرفته است بلکه در خلوت‌اش انتظار استجابت دعاهای خویش و وصال رهبرشان را می کشند.

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

تئاتر انتصابات؛ سکانس پاچه خاری ولایی



خبر کیهان:آقای قاضی پور نماینده فعلی مجلس از ارومیه پس از رد شدن صلاحیت اش از شرکت در انتخابات باز ماند.
لوکیشن: دفتر روزنامه کیهان
زمان: بعد از نماز مغرب

آقای قاضی پور با اعتماد به نفس و خونسردی به پرسش خبرنگار(فارس) کیهان در این مورد پاسخ میگوید:
بنده اطلاعي از چرايي رد صلاحیت‌ام ندارم اما قصد دارم اعتراض خود را از طريق قانوني پيگيري كنم.

در حالی که حسین شریعتمداری(کارگردان) با اشاره به او می فهماند که پر احساس تر صحبت کند و در همین حال منشی صحنه نیز صفحه ای را که روی آن با حروف بزرگ نوشته شده است،" نظام و دشمن"  را به او نشان می دهد.
آقای قاضی پور ادامه میدهد:
 حتي اگر اعتراض بنده نتيجه مثبت نداشته باشد و شوراي نگهبان نيز بر نظر هيئت هاي اجرايي صحه بگذارد، هيچ خدشه اي در سربازي امثال بنده براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به وجود نخواهد آمد.
من به دشمن اجازه سوءاستفاده نخواهم داد.

(منشی صحنه کلمات انگلیس و بی بی سی را به او نشان می دهد.)
... به هیچ عنوان عنوان اجازه نخواهيم داد دشمنان خبيث اسلامي و رسانه هاي نظام سلطه از جمله شبكه بي بي سي رسانه رژيم سلطنتي انگليس از اين موضوع سوءاستفاده كنند.

( نشان دادن کلمه ی رهبر توسط منشی صحنه)
... : ما خود را سرباز مقام معظم رهبري مي دانيم و از اين رو به هر نظر و تصميمي كه قانون درباره ما بگيرد پايبند خواهيم بود.

خبرنگار میکروفون را خاموش می کند و آقای قاضی پور با عجله خود را به حسین شریعتمداری که در حال خارج شدن از اتاق است می رساند و می پرسد: حاج آقا الان تکلیف چیه؟ حاج حسین با تبسمی بر لب، دستی به شانه ی او می زند و می گوید: برو اخوی، خیالت تخت، حلّه!

۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

آن زمان که خمینی نظارت استصوابی را پایه گذاری می کرد روشنفکران ما کجا بودند؟


خمینی در مصاحبه با نشریه اشپیگل* در مورد انتخابات آزاد چنین می گوید:

پرسش: آیا انتخابات واقعاً آزاد خواهد بود؟

پاسخ: بله. واقعاً آزاد. به شما بگویم که ما برای انتخابات شرایطی اسلامی قائل خواهیم شد که کاندیداها باید متصف به آن‌ها باشند. ما نخواهیم گذاشت که عده‌ای قلیل معلوم الحال به خرج مردم وارد مجلس شوند.

نکته ی قابل تأمل این است که این مصاحبه در روزهای پیش از پیروزی انقلاب صورت گرفته و خمینی با شفافیت و بدون پرده پوشی بحث نظارت استصوابی را در انتخابات بیان می‌کند.
خمینی می‌گوید که برای انتخابات شرایطی اسلامی در نظر خواهد گرفت تا ورود افراد را به مجلس کنترل کرده و از ورود افرادی که ایشان آن‌ها را معلوم الحال می داند جلوگیری گردد. با بیان این جمله، خمینی به صراحت طرز تلقی خود و ایده‌آل خود را از انتخابات آزاد، تعریف و ترسیم نموده است.
انتخابات آزاد از دید وی بدان معناست که قبل از ورود به عرصه‌ رقابت، کاندید‌ها می بایست از فیلتری بگذرند و در صورت داشتن شرایط اسلامی تعیین شده، قادر خواهند بود در رقابت انتخاباتی شرکت کنند.
آیا این همان مفهوم نظارت استصوابی را نمی‌رساند؟

 پرسش‌های زیر در پی این سخنان خمینی ذهن را مشغول می‌دارند:

1- حق تعیین سرنوشت وآزادی در انتخاب نماینده از همان ابتدا در حکومت جمهوری اسلامی نقض شده است.
پس ارجاع به قوانین مصوب این مجلس از جمله قانون اساسی و تکیه به اسناد و آمار مربوط به آنها برای اثبات محق و قانونی بودن شخص ویا عملکرد افراد، بی اساس و بی اعتبار می باشد زیرا مجلسی با این مشخصات نمی‌تواند خالق و بوجودآورنده‌ی قوانینی مترقی و در برگیرنده حقوق بنیادین انسان و مبتنی بر آزادی‌های فردی، باشد.

2-از نظامی که پایه و بنیان‌اش این‌گونه شکل گرفته  و بنیان گذارش-آن زمان که هنوز به طور کامل مستقر نشده  و قدرت را بدست نگرفته بود- بدین نحو آنرا ترسیم نموده است، چگونه اکنون که تمام و کمال ابزار لازم را برای اعمال زورگویی و دیکتاتوری را دراختیار دارد، می‌توان انتظار داشت که به انتخاباتی آزاد تن در دهد؟

3- نقش روشنفکران و روشن‌گران  سیاسی در این روند چگونه تعریف می شود؟
خمینی صریح و شفاف گفت، ولی کسی نشنید واگر هم شنید آنرا جدی نگرفت. او می دانست چه می‌خواهد و برای رسیدن به خواسته‌اش چه باید انجام دهد، اما روشنفکران ما خود فریفته بودند و تلخی ماجرا اینجاست که  اصرار درتطهیر خود و فریب ‌کاری خمینی دارند. حال آنکه - ضمن تاکید بر فریب‌کاری خمینی- نقش عمده‌ی شکل گیری دیکتاتوری را می‌بایست در بی تدبیری، تساهل و خیانت‌کاری آندسته از روشنفکرانی که به جای به چالش کشیدن این اظهارات سعی در همسو نشان دادن آن‌ها با حقوق بشر را داشتند و در مخفی نمودن خطری که در پس این عقاید نهفته بود، جستجو کرد.
به اصطلاح روشنفکرانی که به جای اقرار بر تدبیری و کاهلی خود، هم چنان به فریفتن خود و دیگران در تلاش‌اند.

بر ماست که اگر شعار‌زیبای انتخابات آزاد می‌شنویم، از گوینده‌اش بخواهیم که تعریف و تفسیر خود را ازآزادی و شرایطی که مد نظر دارد را بیان نماید. آنگاه می‌توان انتخاباتی را آزاد خواند که هر کس با هر عقید‌ه‌ای فرصت برابر برای شرکت و رقابت در آن را دارا باشد و پیش شرط های تعیین شده،  مانع حضور افراد به دلیل عقیده، نژاد و جنسیت نگردد.  
 تاریخ  به ما تذکر می‌دهد که  برای در بند کردن آزادی، اول آن‌ را با شرایطی ناعادلانه محدود می‌کنند.
 آزادیِ گزینشی، نخستین گام درراه دیکتاتوری ست.




۱۳۹۰ آذر ۲۹, سه‌شنبه

امام نقی و انتخابات

از امام پرسیدند: یا نقی، تحریم نمی کنیم ولی هم زمان شرکت هم نمی کنیم به چه معناست؟
امام لبخند شهوتناکی بر لبانشان نقش بست و فرمود: این سخن به مانند آنست که زیدی برهنه به بستر من درآید و با عشوه بگوید که سبزی پاک نمی کنم.


"نقی و عشوه های سیاسی"

۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

حضور خاموش یا تحریم بی صدا، شتر سواری دولا دولا به سوی انتخابات



 شنیدن این جمله از آقای خاتمی که: « کسانی که به اصل انقلاب دل بسته اند هیچگاه انتخابات را تحریم نمی‌کنند. مهر » با توجه به روحیات و سوابقِ موضع گیری‌های سیاسی ایشان چندان موجب حیرت و بهت زده گی نمی‌گردد، اما با توجه به اخبار متناقضی که از جبهه اصلاح طلبان در رابطه با شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات مجلس نهم به گوش می رسد حساسیت به این گونه اظهارات بیش از هر زمان دیگر نمود می بابد.

 با نزدیک شدن زمان ثبت نام نامزدها و عدم رویت هرگونه نشانه ای مبنی برتحقق پیش شرط‌های شرکت در انتخابات و تاکید شورای هماهنگی راه سبز امید، بر عدم شرکت در انتخابات و غیر قانونی خواندن آن، رسا قاعدتاً می بایست چهره های مطرح اصلاح طلب بر پیش شرط هایشان تاکید مجدد نمایند و یا سکوت اختیار کرده و بیهوده بر طبل انتخابات نکوبند، اما ناگهان می بینیم که به اصطلاح پدر معنوی اصلاحات جناب موسوی خوئینی‌ها می گویند: "اعلام کرده‌ایم با ورود هر اصلاح‌طلبی که به صورت انفرادی بخواهد شرکت کند و شانسی هم برای برنده شدن داشته باشد، مخالفت نمی‌کنیم. 
عضو مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس که پرسید چه توصیه‌ای به تحریم‌کنندگان انتخابات دارید، اظهار داشت: ‌ما تحریم را به کسی توصیه نمی‌کنیم و هیچ کس انتخابات را تحریم نمی‌کند. فارس"

و در خبری دیگر از جناب خاتمی می شنویم :
"به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سیدمحمد خاتمی رییس بنیاد باران در حاشیه مراسم ختم محمد خلیلی در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس در خصوص حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی مجلس گفت: انشاءالله اصلاح طلبان در انتخابات شرکت می‌کنند.
خاتمی در پاسخ به سؤال دیگر خبرنگار فارس اظهار داشت: اصلاح طلبان ابدا انتخابات را تحریم نمی‌کنند. فارس"

و سحام نیوز از قول جناب منتجب نیا می نویسد: " در شرایط فعلی که احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب از جمله حزب اعتمادملی فعال نیستند و وارد صحنه نمی‌شوند، صلاح می‌بینم که نه کاندیدا شوم و نه از کسی به‌عنوان کاندیدای انتخابات مجلس نهم حمایت کنم. سحام نیوز"

 و همچنین : "حجت‌الاسلام قدرت‌الله علیخانی نماینده مردم قزوین و عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، با تأکید بر کاندیدا شدنش در انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: پدر و پسر‌ هر دو در انتخابات آینده مجلس کاندیدا خواهیم شد.
 وی افزود: بنده از شهر قزوین و پسرم که دوره هفتم نماینده مجلس بود، از شهر بوئین‌زهرا کاندیدای ‌انتخابات دوره نهم مجلس خواهیم شد. رجا نیوز"

آیا می توان از مجموع این اظهارات به این نتیجه رسید که برخی از اصلاح طلبان قصد دارند با اتخاذ تاکتیکی جدید- که از ضرب المثل قدیمی " شتر سواری دولا دولا" الگو برداری شده است- دست وابسته گان و هواداران خود را برای تصمیم گیری باز گذاشته تا بتوانند بدین طریق با یک تیر چند هدف را نشانه روند. اهدافی مانند کم کردن فشار از سوی جبهه اقتدارگرا بوسیله اعلام پشتیبانی از اصل نظام در برابر تهدید های خارجی، گرم نگاه داشتن تنور انتخابات و از سوی دیگر از دست ندادن بیش از پیش پایگاه سیاسی خود در نزد اپوزوسیون آزادی خواه و مردمی که همچنان خواهان تعیین تکلیف انتخابات ریاست جمهوری سال 88 هستند؟!
 تنها نکته ای که باید به طراحان این تاکتیک –بر فرض صحت- تذکر داد اینست که لطف کرده ضرب المثل ها را  قبل از بکار بردن کامل بخوانید. جمله ی کامل آن ضرب المثل چنین است: " شتر سواری دولا دولا نمیشه" و معنای آن به زبان فارسی امروز اینست که : اهداف تعیین شده شما  نه تنهاهم سونیستند بلکه دقیقاً مخالف هم هستند وسرانجام مجبور خواهید شد از دو هدف اصلی حفظ نظام و حفظ وجهه مردمی، یکی را برگزینید و در همان راه با شجاعت و شفافیت قدم بردارید. شتر ضدمردمی بودن این رژیم آنچنان بزرگ است که اگر همچنان قصد سواری گرفتن از آنرا دارید باید بدانید، هر چقدرهم دولا شوید باز از دیده ی حقیقت جوی تاریخ نمی توانید پنهان بمانید.