باز نشر نوشته های این وبلاگ تنها با ذکر منبع آزاد می باشد.
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مهر ۲, سه‌شنبه

اگر می خواهید کشته نشوید نام مادر محمد (پیغمبر اسلام) را یاد بگیرید.




گروه اسلامی الشباب بعد از حمله به یک مرکز خرید در نایروبی پایتخت کنیا و گروگان گیری از مردم عادی هر کس که نام مادر محمد (پیغمبر اسلام ) را نمی دانست و یا قادر به خواندن قسمتی از قرآن نبود به عنوان کافر کشتند.
از آن جایی که اسلام در منطقه و جهان در حال رشد و گسترش بوده و هر آن می توان انتظار اقدامی مشابه در هر نقطه دیگری از دنیا را داشت عقل حکم میکند که برای این گونه موارد اضطراری آماده بود.
بهتر است چند آیه از قرآن را حفظ کنید و نام پدر و مادر پیغمبر و بقیه اصحاب و خلفا را یاد بگیرید تا اگر ناگهان لوله اسلحه را بالای سر خود دیدید و شخصی نقاب دار که انبوهی ریش از زیر نقابش بیرون زده و نام مادر حضرت را از شما پرسید به راحتی جواب داده و جان خود را نجات دهید. به هر حال بهتر است خود شما حمد و سوره را یاد بگیرید تا شخص دیگری آن را بر بالای سنگ قبرتان در شب جمعه برای شادی روح تان بخواند.
 منبع:

۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

آهای مصباح، دینداری مثل تو از حیوان هم پست تر است.


به چرندیات آیت الله مصباح یزدی را که در ادامه می‌آید دقت کنید. حالا اگر من بی دین سخنی در نقد دین بگویم یا هنرمندی اثری در این مورد ارائه دهد به تریج قبای بعضی‌ها بر می‌خورد که چرا به تعلقات خاطر و اعتقادات هم‌وطنان توهین می‌کنید و یا دوستانی که معنای آزادی و احترام به حقوق دیگران را کج فهمیده‌اند یقه می‌درانند تا به باور خود از حقِ آزادی دین و اندیشه‌ی دیگران دفاع کرده باشند. حالا چرا کسی از حق و آزدای ما بی دینان دفاع نمی‌کند.
روی سخنم با امثال مصباح ست. شمایی که اجدادت بت‌های خودساخته را نیایش می کردند. شمایی که هم‌گونه‌هایت، آن‌طرف‌تر گاو را به خدایی و سروری خود برگزیده‌اند. شمایی که هم‌گله‌ای‌هایت آن‌طرف دنیا آلت تناسلی مرد را بوسه عبودیت می‌زنند. شمایی‌که هم‌طویله‌ای‌هایت بر چاه زجه می زنند تا نماینده الله ی‌تان ظاهر شود.
شما که به نام دین و برای خوشنودی خدایِ خون‌خوارتان، دست قطع می‌کنید، سنگسار می‌کنید، به دار می‌آویزید، تجاوز می‌کنید.
شما که پیامبرتان با دختران 9 ساله می‌خوابید و امام راحل‌تان هم‌آغوشی با کودکان را به شما آموزش داد. شما که رهبرتان قاتل است و امام‌تان متجاوز و خدای‌تان وعده دهنده‌ی عذاب‌آورترین عذاب‌هاست.
شما از حیوان پست‌ترید یا ما بی‌دینان؟!
اگر توهین به دگراندیشان مخالف انسانیت است پس شما دین‌دار توهین کننده، انسان نیستی و اگر آزاد است پس نوش جان که خوب می دانی؛ کلوخ‌انداز را پاسخ سنگ است!


محمدتقی مصباح یزدی٬ رئیس موسسه «آموزشی پژوهشی آیت‌الله خمینی» می‌گوید «انسانیت منهای دین‌‌ همان حیوانیت است» و هنوز پس از ۳۴ سال از پیروزی انقلاب «رگه‌های تمایل به اومانیسم» در کتاب‌ها و نوشته‌های نویسندگان داخل کشور دیده می‌شود.
به گزارش خبرگزاری فارس٬ آقای مصباح یزدی این اظهارات را روز سه‌شنبه (۲۴ بهمن‌ماه) در جمع گروهی از مسئولان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی کشور بیان کرده است.
وی افزوده که انسانیت آدمی بدون دین «فعلیت» نمی‌یابد و در صورت نبود دین تفاوتی با «حیوانات» نخواهد داشت و «شاید از آن‌ها هم پایین‌تر برود»
مصباح ادامه داده است: ‌«همه نهادهای دیگر باید زیر چتر دین قرار گیرند؛ جامعه دینی نیازمند اقتصاد، سیاست، فرهنگ و علوم انسانی اسلامی است.» 

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

دکتر بنی صدر: اسلام بیان آزادی است .

اخیراً مطلبی را خواندم که به نحوی سعی داشت این ایده را القاء نماید که آقای بنی صدر منکر مفهومی به نام «روشنفکر دینی» می باشند. به این دلیل گوشه ای از گفتار ایشان را از مقاله ای تحت عنوان «پایان روشنفکری دینی» مرور می کنیم تا میزان صحت تفکر فوق را بسنجیم.
استعمار درپی حذف دین وستون پنجم آن، سعی دارد روشنفکر دینی را به عنوان مانعی بر سر راهش از میان بردارد.
«شگفتا! اسلام بیان آزادی است، از جمله، به این دلیل که باوری را از اعتبار انداخت که خمیرمایه سرشت انسان را خشونت گمان می برد. انسان را موجودی با فطرت خدائی خواند و سلم جستن ( اسلام ) را روش و حق بر صلح را از حقوق او گرداند، تا مگر از قدرت ( = زور ) باوری، آزاد شود. و رهنمود قرﺁن حق است. چرا که اقدام به خشونت، بطور خود جوش، ممکن نیست. زیرا خشونت کنش نیست، واکنش است. هیچ موجودی را نمی توان یافت که بتواند بدون محرک، بطور خود جوش و ابتدا به ساکن، خشونت بکار برد. صد افسوس که، منطق صوری و محور عقل شدن قدرت، دیده عقل سازندگان ﺁئین های خشونت را کور کرده است و دیگر فطرت و ﺁزادی ذاتی خویش را نیز نمی بینند. وگر نه، نخست، در خود، می آزمودند تا مطمئن شوند ﺁیا خشونت خودجوش ممکن هست یا نیست ؟
بهر رو، این تمایل مطلوب غرب است چرا که « جنگ صلیبی » را قابل توجیه می کند. بیهوده نیست که رسانه های گروهی جهان فرآورده های خشونتهای این تمایل و تراوشهای مغزی سازندگان ﺁئین های خشونت را خوراک همه روز خود کرده اند.
خالی بودن این تمایل از اندیشه و پر بودنش از زور و خشونت، مسئولیت و کار بسیار سنگینی را بر دوش عقلهای ﺁزاد می نهد: ارتقای سطح وجدان دینی و نیز سیاسی جامعه ها، جدا کردن فرهنگ از ضد فرهنگ ( = فرﺁورده های زور ) و ﺁزاد کردن جامعه ها از اعتیاد به خشونت و رها کردن دین از دست « سگهای پاسبان قدرت » که دین را در ﺁئین خشونت ناچیز می کنند و جلوگیری از سقوط سطح معرفت جامعه ها، از راه برقرار کردن جریانهای ﺁزاد اندیشه ها و اطلاع ها و تذکار مداوم حقوق انسان به او و حقوق ملی به هر جامعه و حقوق جامعه انسانی به جهانیان، کار روشنفکر، خواه « دینی » و چه « غیر دینی » است. اما این کار تنها کار او نیست.
سلطه گری که، پیش از این، صفت استعمارگر داشت و در جامعه های زیر سلطه، در پی حذف دین و عقیم کردن فرهنگها شد تا که استقرار سلطه خویش را همیشگی گرداند، ستون پنجمی نیز بساخت که کارش دین و فرهنگ « بومی » ستیزی بود. این ستون پنجم هم اکنون نیز وجود دارد و فعال است. عناصر متعلق به این ستون و نیز ﺁنها که این یا ﺁن ایدئولوژی را از غرب اخذ و کوشیدند جانشین دین و هرآن چیز کنند که « روبنا » می خواندند، از موانعی که گمان می بردند باید از سر راه بردارند، « روشنفکر دینی » بود. توجیهی که یافته بودند این بود که روشنفکر، صفت روشنفکری را از دست می دهد هرگاه به قید دین مقید باشد. اما غافل بودند که عقل قدرتمدار با تخریب خود ﺁغاز می کند. توضیح این که این « استدلال »، اقراری صریح بود بر روشنفکر نبودن خویش. چرا که کاری جز اخذ « ایده » نمی کردند. این یا آن ایدئولوژی را اخذ می کردند که مرام قدرت بیش نبودند و قلمروئی بسیار محدود تر از قلمرو دین می داشتند. تفاوت بسیار مهم دومی نیز میان ﺁنها که خود را « روشنفکر دینی » می خواندند و کسانی که کار خویش را اخذ ایدئولوژی و تبلیغ ﺁن کرده بودند، وجود داشت و ﺁن این که روشنفکر بمعنای کسی که کارش روشن و شفاف کردن است (هرگاه روشنفکران جامعه های ما در حد این تعریف روشنفکر بگردند، توانائی فوق تصوری می یابند و نقش تعیین کننده ای در ارتقای سطح وجدان همگانی می جویند و تحول نظام جامعه ما را، از نظامی اجتماعی نیمه باز به باز و تحول پذیر، ممکن می کنند ) این جرأت را به خود می دهد که برداشتها از اصول و فروع دین را زیر سئوال ببرد و نظرهای جدید پیشنهاد کند. و چون، چنین روشنفکری دو جریان اندیشه و اطلاع را برای شفاف کردن بیان دین ضرور می داند، نه تنها سانسور نمی کند که با سانسورها مبارزه می کند. پس از راه اتفاق نیست که در تاریخ معاصر ایران، « روشنفکران » مبلغ این یا ﺁن ایئولوژی، نه تنها دین که ایدئولوژیهای رقیب و حتی برداشتهای گروههای رقیب از همان ایدئولوژی را سانسور می کرده اند و هنوز نیز می کنند و « روشنفکران دینی » با سانسورها مبارزه کرده اند.
• یک دلیل عمده سانسورچی شدن مبلغان این یا ﺁن ایدئولوژی اینست که دین ستیزی نیاز دارد به «همه را به یک چوب راندن». با وجود این که می گویند، قرائتهای مختلف از دین وجود دارند، اما کارشان استفاده از منطق صوری و صغری و کبری ساختن، به قصد بی اعتبار کردن کار « روشنفکران دینی » و اعتبار بخشیدن به ادعای خود است: «بن و اساس همه برداشتها یکی است: دین نمی تواند صفت « ارتجاعی » را از دست بدهد». در حال حاضر، « اسلام همان است که خمینی گفت و کرد » و « اسلام همان است که مصباح یزدی ها می گویند و می کنند » از زبان و قلم نها نمی افتد. از این رو، سانسور « روشنفکران دینی »، شرط مؤثر شدن تبلیغ تیره های گوناگون دین ستیز است.»

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

بنی صدر:حقوق بشری که در قرآن وجود دارد از اعلامیه جهانی حقوق بشر کامل تر است

خداوند سایه ی آقای بنی صدر را از سر مسلمین جهان کم نکند. آنچه ایشان در مورد اسلام می دانند محمد هم نمی دانست.به نمونه زیر توجه نمایید :
شما در کتاب حق قضاوت و انسان در قرآن گفته اید حقوق بشری که در قرآن وجود دارد از اعلامیه جهانی حقوق بشر کامل تر است، آیا کماکان بر این عقیده هستید؟
بله، من در آن کتاب چهارده اصل بیش تر از اعلامیه حقوق بشر برشمردم که در قرآن وجود دارد و در اعلامیه حقوق بشر نیامده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق بشر از دید فقهای دنیای اسلام و حقوق بشری که من از قرآن استخراج کردم در کتابی مقایسه و چنین نتیجه گیری شده که کامل ترین بیان حقوق بشر که بی ابهام و شفاف است حقوق بشری است که بنی صدر از قرآن استخراج کرده است.